این شعر مال 3 4 سال پیشه
فایل صوتی هم داره با صدای خودم
.
.
جور دگر
تو كتابم را چنين آغاز كردي من كنم جور دگر
تو سپيد رخش خواهي من شوم جور دگر
هر كتابي بر من آموزي همان مشقش كنم
گر به دستم مشق كردم بر دلم جور دگر
تو اگر پروانه اي پروانگي آموختم
ليك خواهي شمع گردم مي شوم اما چرا جور دگر
تو اگر هشياري و هشياريم آموختي
من گمان بردم كه هشيارم عجب مستم ولي جور دگر
محتسب بسيار بود و هيچ غوغايي نبود
محتسب چون تو شدي مست گشتم روز و شب جور دگر
گر صداي باد و باران هيچ تاثيري نداشت
با صدايت هر شبم ابري شد و باريدنش جور دگر
هيچ بادي گر چه كوشيد اينچنين ويران نكرد
با صداي پاي تو من مي وزم ويران كنم جور دگر
اين همه هيزم كجا آري كه بر آتش زني؟
چون بديدم آتشت هيزم شدم جور دگر
چون بديدم آن شرابت مستي از ذهنم پريد
مست مستم توبه كردم اينچنين جور دگر
اين چه فردايي است گويند آيد و غوغا كند
اينكم فردا شد و فرداي من جور دگر
گر جهنم آتش است و آن گداز سرخگون
سوزم و سوزم همي اندر بهشتم اينچنين جور دگر
اي خدا از آسمانت تكه ابري سهم من
پس بدان بارم بر آن آتش ولي جور دگر
گفتي سهمت از خدا حتي همان ابرم نبود
گفتم ابر و آسمان آن خدا كافر شوم جور دگر
گفتي گر مستي و مستان حد زنند
پس تو گر كافر شوي حد ميزنند جور دگر
گفتم آري .محتسب آگاه باش اينجاست مست و كافري
بد ترين انسان دنيا منتظر گريان ولي جور دگر
امين منصوري