سه ساله اینا تو بغل همدیگن
حدود سه سال پیش این دو تا را کشیدم
می دونید یعنی چه؟؟؟؟
یعنی سه ساله اینا تو بغل همدیگن
هر روز نگاشون می کنم ببینم بلا خره کی خسته می شن
تا حالا که خسته نشدن کی می دونه شاید بالاخره یه روز خسته بشن
ولی می دونید چیشونو خیلی خیلی دوست دارم ؟
اینکه اصلا انگار نه انگار داریم نگاشون می کنیم
یاد یه شعر از حافظ افتادم
لاف عشق و گله از یار زهی لاف خلاف
عشق بازان چونین مستحق هجرانند

6 Comments:
بر نخيزد ز دلم آه .. چه به فرياد رسد !
.
مرگ را خوانده ام از دور .. که بر داد رسد ..
.
باز هم منتظر است اين دل ِ ساده تا او ٬
.
شايد آيد .. و بپرسد و به فرياد رسد !
.
جان بگيرد ز من اين مرگ اگر او نايد
.
آه و اندوه اگر بعد از مرگ .. او آيد !
.
شبح ِ مرگ اگر آمد خواهم گفتش :
.
آنی ام فرصت ده .. بر دل کوبد شايد ..!!
aghaie mansouri nemidoonam chi begam . man har rooz miam neveshtehatoono mikhoonam va migam ke bayad nazaramo baratoon begam vali vaghean nemidoonam chi begam nemidoonam chi hast too karatoon ke adama gij mikone
oon gole chaar barg kheyli harf baraa goftan dare.
asheghe in karetam. in karetoono to namaieshgahe shahrak gharbam dide boodam
هوس کردم یه بار دیگه یه نمایشگاه بزنی.هنوز منتظرم از همون دفتر فنی نگار اون نقاشی رو برام پرینت بگیری بدی ها!!
نقاشی را سیو کردم. برای مدام نگاه کردن... چه قدر بابت روی چوب کشیدن اش قشنگ شده. بقیه ی کارهایت هم قشنگند.
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home